شعر طنز “مادر” از ایرج میرزا قرن ۲۱

شعر مادر ایرج میرزا

گویند مرا چو زاد مادر پـسـتـان به دهان گرفتن آموخت

شب ها بر ِ گاهواری من بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم الـفـاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لـب مـن بـر غـنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست تا هستم وهست دارمش دوست

 

ایرج میرزای قرن ۲۱

گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر روی کاناپه، لمــــیدن آموخت

شب ها بر ِ مـــاهــواره تا صبــح بنشست و کلیـپ دیدن آموخت

برچهـــره، سبوس و ماست مالید تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت

بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش تا رســم کمان کشـیدن آموخت

هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت

دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار همـــــواره طلا خریدن آموخت

با دایــــــی و عمّه های جعــــلی پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت

با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند از قوم شــــوهر، بریدن آموخت

آســــــوده نشست و با اس ام اس جک های خفن، چتیدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب وروز از پیک، مدد رسیــــدن آموخت

پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت

بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار بیماری و قد خمیـــــدن آموخت

/ 3 نظر / 4 بازدید
هادی

سلام کاربر گرامي افتتاح بلاگفا1 با امکاناتي بيشتر از بلاگفا .به محض ثبت نام در بلاگفا 1 ما شما را به 150 موتور جستجوگر معرفي مي کنيم و همينطور بدليل اينکه اين سايت تازه راه اندازي شده شما مي توانيد هرآدرسي را انتخاب نماييد همينطور فعلا تبليغات نداريم با تشکر BLOGFA1.COM

تسخير

سلام جالب بود در کل وبلاگت خوبه سايت مانم درباره طراحي و خدمات وب سايت هست یه سر بزن اگه ميخواي به جمع بيش از 150 تا وبلاگي که با ما تبادل لينک کردن بپيوندي به قسمت - لينک دوستان - برو موفق باشي[گل] www.taskhir.com

کوله پشتی

زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، ...... گاه باید خندید بر بی غمی [گل] بیایید بــرای آرامش هــم دعـــا کنیم...[گل]