با نام خدا
در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر ،
با همه تلخی وشیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ هارنگ دگرمی گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جامی ماند.
این کتاب برای زیاد شدن اطلاعات شما خواننده عزیز گرد اورده شده است تا شما بااین کتاب وقت باارزش خود را بگذرانید
موضوعات مخزن سخن:
طالع بینی
طنز
ادبیات
پیامک
دانستنی زندگی
مسایل زندگی
اشعار
داستان
تاریخی
درمورد بارداری
فرمت جاوا
حجم 329ک
زن ذلیل بخونه
الهی! به مردان در خانه ات!
به آن زن ذلیلان فرزانه ات!
به آنانکه با امر روحی فداک!
نشینند وسبزی نمایند پاک!
به آنانکه از بیخ وبن زی ذیند!
شب وروز با امر زن می زیند!
به آنانکه مرعوب مادر زنند!
ز اخلاق نیکوش دم می زنند!
به آن شیر مردان با پیشبند!
که در ظرف شستن به تاب وتبند!
به آنانکه در بچّه داری تکند!
یلان عوض کردن پوشکند!
به آنانکه بی امر واذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریال!
به آنانکه با ذوق وشوق تمام
به مادر زن خود بگویند: مام (!)
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ایزو...نه! زی ذی نه هزار!
به آنانکه دامن رفو می کنند!
ز بعد رفویش اُتو می کنند!
به آنانکه درگیر سوزن نخند!
گرفتار پخت و پز مطبخند!
به آن قرمه سبزی پزان قدر!
به آن مادران به ظاهر پدر(!)
الهی! به آه دل زن ذلیل!
به آن اشک چشمان ممّد سبیل (!)
به تنهای مردان که از لنگه کفش
چو جیغ عیالاتشان شد بنفش!
:که مارا بر این عهد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکن برکنار!
به زی ذی جماعت نما لطف خاص!
نفرما از این یوغ مارا خلاص!
آینده نزدیک مردان
سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف
هندوانه قرمز جلوی شان است. دختر خانواده برای دختر همسایه تعریف می کند: آره
زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین
زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه
شوهر خوب پیدا کنه.
مادر دختر می گوید: خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره!
سال 1342
پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و
چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من
دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو
شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می
گویند؟
مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل
و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر...
بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر
قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر
ما کم نکند!
ادامه مطلب...
|
علت دیوانگی |
|
|
|
پزشک قانونی به تیمارستان دولتی سرکشی میکرد. مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش میآمد. او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که: شما را به چه علت به تیمارستان آوردهاند؟ مرد در جواب گفت: آقای دکتر! بنده زنی گرفتهام که دختر هجدهسالهای داشت. یک روز پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادرزن پدر شوهرش شد. چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود پسری زایید. این پسر، برادر من شد زیرا پسر پدرم بود اما در همان حال نوه زنم و از اینقرار نوه بنده هم میشد و من پدر بزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده هم زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد. در صورتی که پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمنا نوه او بود از طرفی چون مادر فعلی من، یعنی دختر زنم، خواهر پسرم میشود، بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شدهام. ضمنا من پدر و مادر و پدربزرگ خود هستم، پسر پدرم نیز هم برادر و هم نوه من است آقای دکتر! اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار میشدید، قطعا کارتان به تیمارستان میکشید |
معرفی نامه
...همهی ما میدانیم و بر این موضوع واقفیم که «دختر وپسر ندارد، مهم این است که بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بی طرفی کامل به مقایسهی انواع و اقسام این موجود مهم میپردازیم:
1. پیش از دبستان:
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن کودک، با اساسیترین و حیاتیترین پرسشهای زندگیاش آشنا میشود؛ پرسشهایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»، «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!“ و کم کم پرسشهایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی میخوای چی کاره بشی؟» (حالا بگذریم که این بچّه تمام سعیاش را بکار بگیرد، حداکثر شش سال و نیم تمام دارد و چه میداند اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر میخواهم مزاحم میشوم ولی اگر شما یادتان هست در ششماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر کنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!
2. دبستان:
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است که بچّه... ببخشید کودک با مدرسه ارتباط برقرار کند. در این مقطع کودک با پرسشهایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجه است.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشکی (یک همچین چیزهایی).
3. دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یک جور «من دیگه بزرگ شدهام مکرّر. ترکیبی از عکس، پوستر، کامپیوتر، دکّهی روزنامهفروشی، و «یه کمی هم درس بخون». پرسشهای مهمی که با آن مواجه میشوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا کردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن کو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشکی!
پسر: ترکیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو کی میخوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، میخوای در آیندهی نزدیک بزرگ بشی یا آیندهی دور؟!» افه، رو کم کنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیقبازی و معرفت و اینا.
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیمهای از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.
4. پیشدانشگاهی:
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شکل اضطراب میشوند. یک چیزی در مایههای «گنجشکِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درک نمیکنند: یکی زمانی که درسها زیاد است، وقت هم که کم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی که درگیرند، چون درسها را مطالعه نمودهاند ولی میترسند فراموششان شود! ترکیبی از کتاب، جزوه، تست، کنکور، زندگی، درس، درس = همهی بقیهی زندگی و مانند اینها.
علایق: یادگیری روشهای تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و کمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشکی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نکنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشکی و...
5. دانشگاه:
دختر و پسر: ترکیبی از جزوه، «عطر گلهای بهاری»، «عشقمون کاشکی همین جوری بمونه!» و... پرسشهای متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «کلاس تشکیل نمیشه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله کدام است؟»، « (با نازخوانده شود لطفا) فعلا میخوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»
علایق:
دختر: بوفهی دانشکده، ردیف جلوی کلاس، دو در نمودن کلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر کلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن کلاس...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل.
تست سنج عمر
فارغ از این موضوع که زندگی امروزه ملال آور هست یا نیست؛ از آنجا که طول عمر به آرزوی بزرگ برای بنی آدم بوده و هست؛ اقدام به طراحی یک تست سنجش احتمالی طول عمر کردیم که با محاسبه دقیق اعداد آن طول عمری که برایتان متصور است، بدست خواهید آورد.
البته الان از هرکی بپرسی زندگی خوش میگزره جوابش معلومه چیه؟
میگه نه بابا چه خوشی ..چه کشکی چه دوغی ... صبح میریم سر کار شب خونه بعدشم یه چی میخورم میخوابم
حالا بگذریم...
بدین منظور با محور ساختن عدد 65 که متوسط امید به زندگی در کشورمان است، شما باید اعداد خواسته شده در هر مرحله را کم یا زیاد کنید:
1.اگر اکنون بالای 65 هستید، باشد (بزنید به تخته و در این سنجش هم شرکت نکنید)چون زیادی هم عمر کردین
2.اقشار آسیب پذیر 5 سال کم و دیگران همان قدر زیاد .
3.افراد بیکار و جویای کار 3 سال کم و بقیه هیچ کاری نکنند تا بعد.
4.روزنامه نگارید. هر چی دلتان میخواهد کم کنید. نیستید 5 سال اضافه کنید.
5.اگر میخواهید ورزش کنید و جایی پیدا نمیشود یا بلیت اماکن گران است، 3سال کم و مخالف آن همان قدر زیاد.
تبصره: دویدن دنبال اتوبوس و پیاده روی برای کار، ورزش نیست. احتمالا آرام آرام به ارزش تبدیل میشود.
6.برای هر دوره شرکت در کنکور و رد شدن در آن، یک سال کم کنید؛ تا حداکثر 3 نوبت (از نوبت سوم به بعد عادی میشود) دخترا 2برابر
7.اگر پیکان مدل بالا دارید یک سال کم و اگر ماشین خارجی گران قیمت دارید برو خوش باش بی خیال طول عمر.
8.انواع سالاری ها، مثل مردسالاری، زن سالاری، فرزند سالاری و غیره سالاری برای هر کدام یک سال کم.
9.هنرمند یا نویسنده اید. راستش چطور زنده اید.
10. پای تلویزیون نشینان 2 سال کم وتحریم کنندگان تلویزیون هما اندازه زیاد.
11. حداکثر سالی یک بار میوه تازه و غذای خوب میخورید، 5سال کم و اگر بین غذاها و میوه های رنگارنگ گم شده اید یه عالمه زیاد.
12. متاهل ها 2 سال کم، مجرد ها هم 2 سال کم. (فرقی نمیکنه هردوش موجب دردسره)
13. اگر در تهران هستین 10 سال کم کنین چون کم کمش ده سال از عمرتونو تو ترافیکین
14. اگر در گروه مارشال عضوید خانوما از 25 بالاتر نمیرن اقایون هم تا 35 همتون جوون میمونید .دلیلشم تابلو اگه نگرفتین بگین تا تو امیل بعدی بگم دلیلشو
در پایان اعداد را جمع کنید.چنانچه در بین شما افرادی متوجه شدند که با کسر سالهای فوق الاشاره عملا چیزی ته بساط عمرشان باقی نمانده، نترسند. آنچه مهم است ، عرض عمر است نه طول عمر. اگر به این مساله اعتقاد ندارید از باقیمانده عمر یه چند سال دیگر هم کم کنید
این روزا رایانه و اینترنت تو زندگی خیلی از ماها جای خودشو باز کرده تا جایی که تو رسانه ها صحبت از اعتیاد به اینترنت و تاثیرات مخرب کارکردن مدام با کامپیوتر کم نیست . اما امان از روزی که اصطلاحات و لغات رایانه ای و دیجیتالی تو فرهنگ لغات روزانه ما جا بگیرن و خودی نشون میدن . اصطلاحاتی که حتی وارد ضرب المثلهای ایرانی هم شدن . شاید به گوش شما هم رسیده باشن :
"سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"
این ضرب المثل در مواقعی به کارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی، جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی حالشو بگیره
"سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم"
این ضرب المثل درمورد افرادی به کارمی رود که عکس بچه شان را در بلاگشان می گذارند و یک پست در میان قربان صدقه شان می روند.
"کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم فیلترشده"
این ضرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند.
"با یه پینگ گرمیش می کنه با یه فیلتر سردیش"
این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنجی به کار می رود.
"لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار"
این ضرب المثل فروشندگان دومین و هوست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کار می برند.
"کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه"
این ضرب المثل بدون شرح است.
"رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند"
آیا میدانید : اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان .
آیا میدانید : اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند .
ادامه مطلب...
1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت <-- کربیت تبریز <-- تربیز
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل تگرگ <-- تجرج کامپیوتر <-- قامپیوتیر
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی
آقای رئیس <-- آی رئیس
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال
ابتدا <-- ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ
3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟
4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !
5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبی ؟
خانوم ها
خانوم ها! عجیب ترین موجودات روی زمین
اگر او را ببوسید ، شما یک آقا نیستید
اگر او را بنویسید ، اصلاً مرد نیستید
اگر از او تعریف کنید ، او فکر می کند دروغ می گوئید و قصد فریب دادن او را دارید
اگر او را ستایش نکنید ، شما پس برای چه خوبید ؟
اگر همیشه با او موافق باشید ، یک زن ذلیل هستید
اگر موافق نباشید ، شما او را درک نمی کنید
اگر زیاد او را ملاقات کنید ، خیلی عجول هستید
اگر او را زیاد ملاقات نکنید ، او شما را متهم به خیانت می کند
اگر خوب لباس بپوشید ، بچه سوسول هستید
اگر نپوشید ، یک پسر کودن هستید
اگر کوشش کنید تا رابطه ای دراماتیک بسازید ، او می گوید قدر او را نمی دانید
اگر کوشش نکنید ، او فکر می کند دوستش ندارید
اگر یک دقیقه تأخیر کنید ، او غر خواهد زد که منتظر بودن سخت است
اگر او تأخیر کند ، خواهد گفت که این یک روش زنانه است
اگر مرد دیگری را ملاقات کنید ، شما از وقتتان خوب استفاده نکرده اید
اگر او را با خانوم دیگری ملاقات کنید ، خوب این کاملاً طبیعی است آنها زن هستند
اگر فقط گاهی او را ببوسید ، او ادعا خواهد کرد که شما کاملاً سرد هستید
اگر زیاد او را ببوسید ، او فریاد خواهد زد که دارید از او سوء استفاده می کنید
اگر به زن دیگری خیره شوید ، شما را به چشم چرانی متهم می کند
اگر او به مرد دیگری خیره شود ، خواهد گفت که : آنها فقط خوش تیپ هستند
اگر صحبت کنید ، آنها می خواهند که شنونده باشید
اگر شنونده باشید ، آنها می خواهند شما صحبت کنید